تبليغاتX
سیاه ست

وقتي كه چهره ي همه بي عار است

آئينه هم مشابه ديوار است

 ديگر چه اعتماد به سبزي ها!

وقتي درختِ مزرعه هم ، « دار» است

 دهقان به خوابِ پنبه فرو رفته است

حتماً مترسك است كه بيدار است

 پس كاج را كجاست رگ غيرت ؟

اينجا گياه هرزه ، علمدار است

 ديگر چه انتخاب كند گلّه ؟

هر چه سگ است در دِهِ ما ، هار است

 شاعر نگاه كرد به چوپان، گفت :

اين گرگ ور پريده چه خونخوار است

 وقتش رسيده است علي (ع) باشي                                                             

در اين زمين ، معاويه بسيار است .....  

نوشته شده در  دوشنبه 18 آبان1388  توسط یخ فروش جهنم  | 


Blog Skin
data="http://farsi.khamenei.ir/flash/embedplayer.swf?dataFilename=http://farsi.khamenei.ir/audio-rss?id=8399" type="application/x-shockwave-flash">